آشنایی با مشتاق علی شاه

آرامگاه مشتاق علی شاه - سه گنبدانمشتاق علیشاه (وفات: ۱۲۰۶ هـ. ق) نامش میرزا محمد تربتی و به مشتاق علیشاه ملقب بود. او از چهره‌های سرشناس عرفان و تصوف شعر ادب و هنر به‌شمار می‌رود.

مشتاق سیم چهارمی را به سه‌تار افزود. سومین سیم سه‌تار از پایین (سیم مشتاق یا زنگ)  از یادگارهای اوست.

مشتاق در سال ۱۲۰۶ هجری قمری به جرم آن‌که قرآن را با نوای سه‌تار می‌خواند، سنگسار و کشته شد و بدن او را در کنار مقبره میرزا حسین خان دفن کردند و اینک مدفن وی در میدان مشتاقیه کرمان، معروف به گنبد مشتاقیه یا سه گنبدان است.

 

چرا مشتاق علیشاه یک سیم به (سه تار ) افزود؟

از اصول بنیادی نوازندگی سازهای زهی، مضرابی موسیقی ایرانی ، آن است که هیچ گاه نغمه ای (نتی) به صورت تنها اجرا نمی شود .

بلکه همیشه با یک صدای واخوان پشتیبانی می شود (( واخوان عبارت است از اجرای مداوم یک یا چند صدا در طول اجرای قطعه )) تقریبا” در تمامی سازهای زهی مضرابی مانند انواع تنبور ، دو تار در موسیقی نواحی معاصر ایران در مناطق مختلف خراسان (شمال شرق )

گلستان(ترکمن) مازندران ، کرمانشاه ،آذربایجان ( شرقی و غربی ) آن است . که همواره یکی از سیمها وظیفه اجرای ملودی و دیگری که معمولا”به فاصله چهارم و یا پنجم نسبت به سیم اول کوک شده نقش واخوان را به عهده دارد .

در نوازندگی سه تار معاصر به شیوه قدما نیز مضراب به گونه ای نواخته می شود که همواره هنگامی که سیمی به ارتعاش در می آید سیم بالای آن نیز به عنوان واخوان به ارتعاش در می آید. با اضافه شدن سیم مشتاق در حقیقت سیمهای سه تار متشکل از سه (( دوتار )) گردید.

۱- سیم اول از جنس فولاد با واخوان سیم دوم از جنس برنج.

۲- سیم دوم از جنس برنج با واخوان سیم مشتاق از جنس فولاد.

۳-سیم سوم مشتاق از جنس فولاد ، واخوان سیم بم از جنس برنج.

در واقع سیم مشتاق واخوان سیم دوم و سیم بم می باشد.و جالب اینکه نوع سیمی را که مشتاق علیشاه انتخاب نمود باعث شده که هرجفت از سیمها متشکل از دو جنس سیم فولاد و برنج شود.

 

مشتاق علیشاه که نام اصلی اش میرزا محمد تربتی است، جوانی خوش سیما و برازنده و از مریدان  شاه نعمت الله ولی بود که از اصفهان به کرمان کوچ کرد و در این شهر ساکن شد. او هنرمندی شوریده بود که هم شعر می سرود و هم سه تار را به مهارت می نواخت، و اصلا ً نام او با نام سه تار عجین است چرا که وی یک سیم به سیم های سه تار افزوده که به نام وی، «سیم مشتاق» نامیده می شود. می گویند این درویش هنرمند، روزها روی پله های مسجد جامع کرمان می نشست و آیات قرآن را به همراه صوت مؤثر سه تار، از بُن جان، تلاوت می کرد. از این رو پس از مدتی مریدانی بسیار یافت که پر آوازه ترین آنها همان ملا محمد تقی کرمانی، معروف به « مظفر علیشاه» بود.اما هر چند که پیروان مشتاق رو به افزونی می گذاشتند، بر تعداد دشمنان او هم که در صدد قتلش بودند، اضافه می گردید که در صدر آنان ملا عبدالله نامی بود که مجتهد شهر بود و از همه گردنکش تر و خونی تر می نمود و هر دم در پی بهانه می گشت تا اینکه روز بیست و هفتم ماه رمضان ۱۲۰۶شمسی، هنگامی که بر منبر بود، مشتاق علیشاه وارد شد و در گوشه ای به عبادت مشغول گشت. ملا عبدالله چون شنیده بود که وی قرآن را با نوای سه تار تلاوت می کند، از  همان بالای منبر حکم به سنگسار کردن و قتل مشتاق علیشاه داد و خود پیش افتاد.

درویش را گرفتند و در مکانی که امروز شبستان مسجد جامع است، و در آن روز تلی بود به نام «تل خر فروشان» در گودال افکندند و به سنگ زدن پرداختند. یکی از مریدان مشتاق به نام جعفر خود را به روی او انداخت تا در امانش بدارد، اما به او نیز رحم نکردند و او هم کشته شد و ملا محمد تقی (مظفر علیشاه) زمانی رسید که کار از کار گذشته بود…، پس هنگامی که آن صحنه ناگوار را دید گفت:« شهری خون بهای مشتاق است» .

بعد از مرگ مشتاق، ملا عبدالله که بانی مرگ او بود به «ملا عبدالله سگو» معروف شد، چون هنگام مرگ زمانی که دید لب های مشتاق علیشاه هنوز تکان می خورد و «یاهو» می گوید، به او نزدیک شد و  با لهجه کرمانی گفت: « سگو! هنوز هم یا هو می گویی؟ » و عجیب اینکه این لقب آز آن به بعد روی او و اقوامش ماند و مردم آنها را خاندان «عبد الله سگو» می نامیدند.

مدفن مشتاق علیشاه که از خلوص و صفای خاصی بهره دارد، در کرمان به «مشتاقیه» معروف است.

به گفته دکتر باستانی پاریزی بعد از سال ها، مرحوم عباسعلی کیوان قزوینی که از نفوذ کلام و تأثیر نفس بهره بسیار داشت، در همان مسجد جامع کرمان که چندین هزار جمعیت کرمانی در آنجا جمع بودند، واقعه قتل مشتاق علیشاه و سنگسار کردن او را توسط مردم کرمان، نقل می کرد و چنان مؤثر نقل می کرد که مثل واقعه عاشورا همه مردم به گریه افتادند. پس در آخر منبر گفت: « مردم این بود واقعه قتل مشتاق توسط اجداد بزرگوار شما!!! حالا گمان می کنم وقت آن رسیده باشد که وجوبا ً همه شما یک لعنتی به روح پدران خود نثار کنید! ». و عجیب اینکه مردم تحت تأثیر کلام او، در جواب «پیش باد! »

باز نشر قسمتی از مطلب منتشر شده در کرمان بلاگ

 

 

دیدگاه ها بسته شده است